خوش آمديد!
00:37 شنبه 9 مرداد ماه ، 1389
لوگوی سایت
پیوندهای سایت








به مدیران سایت پیغام بدهید
ارشيو پيغام کوتاه   

 

مبدا ابراهیمی حقوق بشر/احمد قابل

آيات سوره ي «صافات» در مورد حضرت ابراهيم(ع) و فرزندش اسماعيل(ع)، مبناي تاريخي «عيد قربان» را بيان مي كند؛1- سابقه ي قرباني كردن انسان براي امر مقدس را در تاريخ جوامع مختلف بشري مي توان ديد. نمونه هايي را از تاريخ تمدن ويل دورانت نقل مي كنم؛الف) چنين به نظر مي‌رسد كه قرباني كردن انسان،‌كه از اقسام مختلف آن بيش از يك نمونه را در اينجا نياورديم؛ تقريباً در ميان همة ملتها شايع بوده و هر روز در ناحيه‌اي ديده شده. در جزيرة كارولينا، در خليج مكزيك، مجسمة فلزي بزرگي از يكي از خدايان مكزيكي يافته‌اند كه در جوف آن بقاياي انساني ديده شده؛ بدون شك، اين بقايا مربوط به انسانهايي بوده است كه به عنوان هديه براي خدايان سوزانده شده‌اند. همة ما نام مولك را شنيده‌ايم كه فنيقيان و كارتاژيان و ساير ملل سامي قربانيهاي انساني به آن تقديم مي‌كرده‌اند. هم امروز اين عادت در ميان مردم رودزيا ديده مي‌شود. /تاريخ تمدن، جلد اول/81





به نام خداوند رحمان و رحيم

آيات سوره ي «صافات» در مورد حضرت ابراهيم(ع) و فرزندش اسماعيل(ع)، مبناي تاريخي «عيد قربان» را بيان مي كند؛

 «فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَليمٍ (101) فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى‏ فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى‏ قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُني‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرينَ (102) فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبينِ (103) وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهيمُ (104) قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ (105) إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبينُ (106) وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظيمٍ (107) وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرينَ (108) سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهيمَ (109) كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ (110) إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنينَ (111).

عید قربان (ممنوعیت کشتن انسان برای امر مقدس)

1- سابقه ي قرباني كردن انسان براي امر مقدس را در تاريخ جوامع مختلف بشري مي توان ديد. نمونه هايي را از تاريخ تمدن ويل دورانت نقل مي كنم؛

الف) چنين به نظر مي‌رسد كه قرباني كردن انسان،‌كه از اقسام مختلف آن بيش از يك نمونه را در اينجا نياورديم؛ تقريباً در ميان همة ملتها شايع بوده و هر روز در ناحيه‌اي ديده شده. در جزيرة كارولينا، در خليج مكزيك، مجسمة فلزي بزرگي از يكي از خدايان مكزيكي يافته‌اند كه در جوف آن بقاياي انساني ديده شده؛ بدون شك، اين بقايا مربوط به انسانهايي بوده است كه به عنوان هديه براي خدايان سوزانده شده‌اند. همة ما نام مولك را شنيده‌ايم كه فنيقيان و كارتاژيان و ساير ملل سامي قربانيهاي انساني به آن تقديم مي‌كرده‌اند. هم امروز اين عادت در ميان مردم رودزيا ديده مي‌شود. /تاريخ تمدن، جلد اول/81

ب) جان‌گرايي و توتم‌پرستي و نياپرستي و پرستش دستگاه جنسي نيازهاي ديني ژاپنيان نخستين را بر مي‌آورد. اينان عقيده داشتند كه ارواح در همه جا هستند- در سيارات و ثوابت آسماني، درگياهها و حشرات مزارع، و در درختان و حيوانات و مردم. به نظر آنان، خدايان بيشمار برفراز خانه‌ها و ساكنان آنها شناور بودند و در شعله و پرتو چراغها رقص مي‌كردند... همچنين، هر روز در برابر الواح نياكان دعا مي‌خواندند. براي بازداشتن باران زيانبخش يا دوام عمارت يا ديوار، به قرباني كردن انسان دست مي‌زدند، و گاهي كه بزرگي درمي‌گذشت، ملازمانش را نيز با او به خاك مي‌سپردند تا در سفر آخرت هم ملازم و مدافع او باشند./ همان1/896

پ) مومنان، در جريان عبادت، خود را به مذبح كه در جلو معبد قرار داشت ميرساندند و به وسيله قرباني و دعا از خشم خدا ايمني مييافتند و او را به ياري ميطلبيدند. هر چيز نفيس، مثلا مجسمه و تصوير و ظرف و ميز و جامه و سلاح، را به خدايان تقديم ميكردند; اگر خدايان از اين هدايا بهرهاي نميبردند، كاهنان از آنها سود ميجستند. لشكريان، قسمتي از غنايم خود را به آستان خدايان عرضه ميداشتند، چنانكه گزنوفون چون با ارتش ده هزار نفري خود به يونان بازگشت، چنين كرد. گذشته از ميوه باغها و دامها، افراد انساني نيز، در مواردي جزو هدايا بودند، چنانكه آگاممنون دختر خود ايفيگنيا، و اخليس ده تن از جوانان تروا را به خاطر دوستش پاتروكلوس قرباني كرد. در قبرس و لئوكاس، براي شادي آپولون، انسانها را از صخره‌ها فرو ميافكندند. در خيوس و تندوس، با قرباني كردن انسان، رضايت ديونوسوس را ميجستند. گفته اند كه تميستوكلس گروهي از اسيران ايراني را در جنگ سالاميس قرباني كرد. اسپارتيان در عيد آرتميس، در حضور مردم، جوانان را تازيانه ميزدند، چندانكه برخي از آنان ميمردند. در آركاديا، تا قرن دوم ميلادي به زئوس قرباني انسان تقديم ميداشتند. هنگام شيوع بيماريهاي خطرناك در ماساليا، يكي از بينوايان شهر را جامه متبرك ميپوشاندند و از بيت المال اطعام ميكردند و سپس او را با شاخه‌هاي مقدس ميآراستند و از بالاي صخرهاي به زير ميانداختند،/همان2/215

ت) چرا روم روا داشت تا اسپانيا دوباره به تصرف كارتاژ درآيد؟‌چون از جنگ طبقاتي به ستوه آمده و در آدرياتيك رو به گسترش نهاده و با گل در جنگ بود. در سال 232، تريبوني به نام كايوس فلامينيوس،‌به رغم مخالفت شديد سنا،‌لايحه‌اي از انجمن گذراند كه به موجب آن پاره‌اي از زمينهايي كه از گلها به دست رم افتاده بود ميان تهيدستان بخش شد؛‌در اين كار،‌فلامينيوس پيشگام برادران گراكوس بود. در سال 230، روم،‌با پاك كردن آدرياتيك از راهزنان و تصرف بخشي از كرانة‌ايليريا براي حفظ بيشتر بازرگاني ايتاليا،‌نخستين قدم را براي فتح يونان برداشت. چون اكنون از جنوب و خاور در امان بود،‌مصمم شد تا گلها را از آلپ براند وايتاليا را به گونة‌حكومتي كاملا متحد درآورد. براي آنكه از غرب نيز در امان باشد،‌با هاسدروبال پيماني بست كه به حكم آن كارتاژيان مقيم اسپانيا متعهد شوند تا در جنوب رودخانة ابرو بمانند،‌و در همان حال شهرهاي نيمه يوناني ساگونتوم و آمپورياس را در اسپانيا با خود يار كرد. سال بعد (225)،‌گلها با سپاهي مركب از 50,000 پياده و 20,000 سوار به جنوب شبه جزيره سرازير شدند. ساكنان پايتخت چنان به هراس افتادند كه سنا عادت بدوي قرباني كردن انسان را از سر گرفت و فرمان داد تا دو گلي را زنده در ميدان شهر دفن كنند مگر خشم خدايان فرو نشيند. لژيونها نزديك تلامون با مهاجمان رو به رو شدند،‌چهل هزار تن را كشتند و ده هزار اسير گرفتند و همچنان پيش رفتند تا همة‌گلهايي را كه بر دامنة رومي آلپ مقيم بودند سركوب كنند. اين كار در ظرف سه سال به انجام رسيد؛‌در پلاسنتيا و كرمونا مهاجرنشينهايي براي دفاع از كشور پديد آمد،‌و ايتاليا،‌از آلپ تا سيسيل،‌يكي شد./همان3/56

2- اين رويكرد رايج در جوامع بشري، در نمايشي واقعي و ظاهرا هماهنگ با تفكر رايج، از سوي خداوند سبحان در زمان ابراهيم (ع) علنا ممنوع شد ه است. يعني در شرايع توحيدي و ابراهيمي (يهودي، مسيحي و محمدي) هرگز نبايد انسان را به بهانه ي امر مقدس و خدا، به قربانگاه فرستاد. حال چگونه است كه در متن اين شرايع، رويكردهاي خلاف اين آموزه ي الهي ديده مي شود؟!! عالمان اين شرايع بايد پاسخگو باشند.

3- واقعي بودن نمايش، منوط به عدم علم بازيگران صحنه از سرانجام واقعي رفتار خود است. تصور بي ترديد آنان اين بود كه اين مأموريت، با قرباني شدن اسماعيل به پايان مي رسد، ولي از ابتداي دستور الهي، چنين سرانجامي رقم نخورده بود، بلكه براي واقعي بودن نمايش و رفتار بازيگران، خداي رحمان، بازيگران را از نتيجه ي حقيقي قضيه بي اطلاع گذاشته بود. اين هم به آزموني دقيق و دشوار از دو بازيگر صحنه مي انجاميد و نيز اثر را هنرمندانه تر و مؤثرتر قرار مي داد.

4- به نظر مي رسد كه روش ابراهيم خليل(ع) در تمامي رويكرد هاي نظري و اعتقادي، ابتدا همراهي با فرهنگ موجود و سپس نشان دادن نقايص و توانايي هاي آن بوده است. نتيجه اي كه او مي گرفت، دوري گزيدن از نقايص و تقويت توانايي ها بود. اين روش را در همراهي با ستاره پرستان، ماه پرستان و خورشيد پرستان نيز تجربه كرده بود و خداي سبحان نيز با بهره گيري از همين روش او، سنت غير منطقي قرباني كردن انسان براي خدا را براي هميشه باطل نمود.

5- داستان خواب ابراهيم و احساس مأموريت الهي از آن، بنا بر برخي نقل هاي روايي، مبتني بر تأكيد مجدد فرشته‌ي وحي در هنگام بيداري ابراهيم بوده است. خواه اين تأييد و تأكيد شده باشد يا نشده باشد، برخي اين رويكرد را «غير عقلاني» خوانده اند.
حال اگر اين «امر استثنايي خدا» بخاطر زدودن يك فرهنگ ديرپاي غيرانساني و غيرعقلاني بوده باشد كه لازمه‌ي آن «عدم ترديد مجري امر خدا» در هنگامه‌ي عمل بوده، بازهم اين اقدامات را مي توان غير عقلاني دانست؟!! آيا روش تربيتي مبتني بر «همراهي و تصحيح تدريجي فرهنگ و رفتار بشري» را مي توان غير عقلاني ارزيابي كرد؟!!

6- لفظ «عيد» از ماده ي «ع.و.د» است كه معني «بازگشتن براي هدف مشخص» را دارد. در عيد قربان، بازگشتن ما بايد براي بازخواني مكرر و مجدد آن حادثه ي عظيم باشد (كه خداوند از آن با «فديناه بذبح عظيم» ياد كرده است) تا هرگز از ياد نبريم كه خداي رحمان، هيچ بهانه اي براي «به قربانگاه بردن انسان به نام خدا يا هر امر مقدس ديگر» را نمي پذيرد و آن را آشكارا ممنوع كرده است.
عيد قربان، يكي از دو عيد بزرگ اسلامي است (همراه با عيد فطر). ضرورت ها و احكام خاص اين روز (خصوصا براي كساني كه به حج مشرف شده اند) نشانگر شدت اهتمام شريعت به زنده ماندن اين خاطره ي تاريخي است تا در عمق جان مسلمانان و پيروان شريعت محمدي(ص) بنشيند كه حفظ جان آدميان، آنقدر اهميت دارد كه دوپيامبر خدا براي آن بايد در سخت ترين آزمون الهي قرار گيرند و از ياد نبرند كه بيرون راندن آن فرهنگ غير انساني، با چه دشواري هايي همراه بوده است و چه شياطين و موانعي براي ممانعت از حكم الهي تلاش كرده اند و هنوز نيز تلاش مي كنند.
فلسفه ي «رمي شيطان درحج» و «لزوم قرباني» و تكرار آن ها به دست حاجيان در هر سال و در ايام حج، يادآوري اين نكته ي برجسته ي تاريخ شرايع توحيدي نسبت به «حق حيات» انسان ها است. هرچند ظاهر گرايي هاي افراطي، مانع تجلي اين ابعاد مفهومي و معنوي حج بوده و هست.

7- با اين توضيحات روشن شد كه «عيد قربان» عيد برطرف شدن يكي از بزرگترين موانع از مهمترين حقوق انساني يعني «حق حيات» است و شايد بتوان آن را «مبدأ ابراهيمي حقوق بشر» ناميد.
ديگر نمي توان كسي را به خاطر «تغيير عقيده» مصداق «حكم ارتداد» قرار داد و جان او را گرفت. نمي توان بخاطر عدم انجام برخي تكاليف شرعي، او را مستحق اعدام دانست. نمي توان «حيات انسان» را در برابر «امر مقدس» قرار داد، چرا كه «حفظ حيات انسان» مقدس ترين دستور خداوندي است.

*ویراسته ی سخنرانی بمناسبت عید قربان در یک محفل دانشجویی - مشهد
منبع:جرس


کلمات کليدي : مبدا ابراهیمی حقوق بشر/احمد قابل
ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388 توسط admin  چاپ مطلب

مرتبط با موضوع :

 افتخاری:ارشاد هم باید ارشاد شود  [جمعه، 8 مرداد ماه ، 1389]
 شریعتی معلم کدام انقلاب؟  [يكشنبه، 27 تير ماه ، 1389]
 استیضاح رهبر/محسن کدیور  [يكشنبه، 27 تير ماه ، 1389]
 ناتوانی دولت کودتا در اداره کشور  [شنبه، 26 تير ماه ، 1389]
 حق طلبان همگی عضو جنبش سبزند  [سه شنبه، 22 تير ماه ، 1389]
 پیام کناره گیری/عطاء الله مهاجرانی  [دوشنبه، 9 آذر ماه ، 1388]
 تهرانی که دیگر نیست/صادق زیباکلام  [دوشنبه، 9 آذر ماه ، 1388]
 گفتگوی روشن نیوز با دکتر حسین کمالی  [يكشنبه، 8 آذر ماه ، 1388]
 چرا برای دنیای دیگران به جهنم می روید؟  [يكشنبه، 8 آذر ماه ، 1388]
 زهرا رهنورد سومین متفکر برتر سال  [يكشنبه، 8 آذر ماه ، 1388]

نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : fus87rej
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 1.5
تعداد آراء: 2


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب